برچسب:
نویسنده: حدیث میرزاده
برچسب:
نویسنده: حدیث میرزاده
ز حال دل سوالت هست جانا ؟
ز خون دل چه چشمت هست یارا ؟
چو مجنون در فراق عشق سوزم
چنین است حال این بی شرم جانا
تو گفتی خسته ام اندر فراقت
من از حال دلت سرمست جانا
اگر دوری دلت را پیش آرد
چه از دوری به است ای عشق جانا
نه دیری بود بر سرتاجی از عشق
نمی دانم چه شد از دست جانا
ز حال زار ما کردی سوالی
چه گویم سائل و آن درد جانا
برچسب:
نویسنده: حدیث میرزاده